تبليغاتX
دوست و زندگی - هیزم شکن!

دوست و زندگی

يه روز ، وقتي هيزم شکن مشغول قطع کردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه.وقتي در حال گريه کردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد : چرا گريه ميکني؟
هيزم شکن گفت که تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت."آيا اين تبر توست؟"هيزم شکن جواب داد :"نه".
فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد که آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شکن جواب داد :"نه".
فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ جواب داد:"آره".فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
يه روز وقتي داشت با زنش کنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد تو آب. هيزم شکن داشت گريه مي کرد که فرشته باز هم اومد و پرسيد که چرا گريه مي کني؟
"اوه فرشته زنم افتاده توي آب."
فرشته رفت زير آب و با آنجلينا جولي برگشت و پرسيد : زنت اينه؟
هيزم شکن فرياد زد "آره".
فرشته عصباني شد و گفت :"تو تقلب کردي اين نامرديه."
هيزم شکن جواب داد :"اوه فرشته منو ببخش . سوء تفاهم شده. ميدووني ، اگه به آنجلينا جولي "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با جنيفر لوپز مي اومدي . و باز هم اگه به جنيفر لوپز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم "آره".
اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي . اما فرشته ، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم ، و به همين دليل بود که اين بار گفتم آره .
نکته اخلاقي اين داستان اينه که هر وقت يه مرد دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و منطقيه !!!

                                                                         

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 13:12 توسط سونیا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

عمو سبزی فروش
باران عزیز
عاشق دل تنها
فرناز جون
س.الف و منیره
هومن
سعید
پیمان
ضحاک مار به دوش
الهام جون
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1387

خرداد 1387
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386



پیوندها

saghanghooooooooooooooor


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS